X
تبلیغات
زولا























دلقک نویس

دلقک وارانه بیاندیشید

هیچ وقت

مزه تنهایی را نچشیده ام

درک نکرده ام

تنهایی مطلق را

همیشه سیگار بهمنم همراهم بوده است

حتی در اوج گرمای شهریور ماه

گاهی هم شده است

که در اوج تنهایی

حتی وقتی

سیگارم همراهیم نکرده است

از گوشه کمد

یکی از آن جانی واکر های هجده ساله

به دیدن بیاید

و من مست می کنم

این دقایق تنهایی را

این تنهایی مطلق را

شریک میشوم

با نصفه ی خالی 

آن شیشه مغموم

" من غمزده و تو نازنینی ، با من به چه روی می نشینی . "

نوشته شده در 1390/12/16ساعت 06:58 توسط پوریا کاف| 6 نظر|
ارسال به توییتر ، فیس بوک

Design By : Mihantheme