X
تبلیغات
زولا























دلقک نویس

دلقک وارانه بیاندیشید

هوس سفر دارم اما ،


چه کنم که بسته است پایم


من در این شورزار آفرینش ،


تا به آخر گرفتارم


تو برو اما ز اینجا


نمون مثل من گرفتار


برو آنجا که کبوتر ،


می تواند کند پرواز


نه که در گوشه زندان ،


بکند خیال پرواز


برو آنجا که عشاق ،


می خندند باهم در خیابان


نه که از ترس مینی بوس ،


کز کنند گوشه دیوار


برو آنجا که هر کس ،


می تواند کند احساس


موج نسیم و باد را ،


میان گیسوان زیباش


برو آنجا که نامش ،


نباشد چیزی مثل ایران ،


برو از این قفس ، از این بیابان


ولی لطفن اگر رفتی ز اینجا ،


سلامم را رسان حتمن به باران


اگر رنگین کمانم دیدی بهتر،


به او هم برسان آرزوی وصالمان را .

نوشته شده در 1390/12/08ساعت 20:31 توسط پوریا کاف| 5 نظر|
ارسال به توییتر ، فیس بوک

Design By : Mihantheme